|
Www.2khtarebaroni.blogfa.com |
|||
|
درباره وبلاگ |
|
||
|
نمي دانم .. فهرست اصلی نویسندگان آرشیو موضوعی
من سراغ دريچه اي باراني مي روم...
با زیباترین گل ها به ملاقاتم بیا! پیوندها
دانلود/ترفند/سخت افزار/بوترو...
سینمای ایران و ترجمه ترانه های عربی
درمان بیماری های شما با استفاده از طبیعت نوشته های پیشین طراح قالب |
|
نوشته شده توسط دختر باروني در شنبه 30 دی1385 ساعت 5:55 موضوع: | لینک ثابت
دريچه اي باراني من سراغ دريچه اي باراني مي روم که روبه افقي سبز گشوده مي شود به پيشواز کبوتري سرخ که از خاکسترش گل مي رويد من از سمت ستاره ها به پيشواز مردي خواهم رفت که با تمام ابعاد کج و معوج خيالش ، قابل پرستش است و عاقبت به انتظار کسي خواهم ماند که با سکوتش سخن مي گويد من کسي هستم که با خود ققنوس سوغات مي برد و تنها آرزويش اين است که باورش کنند و در پايان قصه ... پشت تمام اين دريچه هاي خيس ، يک افق به سمت پنجره تنهايي من سبز مي شود ... وقتي که باران با تمام قطراتش انتظار مرا باور کند . من ثبت خواهم شد در تاريخ: زني از جنس باران ... خيس خيس ... به ا نتظار مردي بود دستفروش... که در خيابان تلخ تنهايي ، کبوتر سرخ مي فروخت . من ثبت خواهم شد ...
نوشته شده توسط دختر باروني در شنبه 30 دی1385 ساعت 1:23 موضوع: دريچه اي باروني | لینک ثابت
کاش ...... کاش آسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه های خشک کویر می کرد. کاش دلها آنقدر خالص بودند که دعا ها قبل پائین آمدن دستها مستجاب می شدند. کاش مهتاب با کوچه های تاریک شب آشنا تر بود. کاش بهار آنقدر مهربان بود که باغ را به دست خزان نمی سپرد. کاش در قاموس غصه ها ، شکوه لبخند در معنی داغ اشک گم نمی شد. کاش مرگ معنای عاطفه را می فهمید کاش کاش کاش ......
نوشته شده توسط دختر باروني در دوشنبه 25 دی1385 ساعت 1:51 موضوع: کاش کاش کاش ...... | لینک ثابت |
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y H A M E D A L I V E R D I |
|||