تبليغاتX
Www.2khtarebaroni.blogfa.com
 

Www.2khtarebaroni.blogfa.com

درباره وبلاگ

نمي دانم ..
نمي دانم چه بود..
نمي دانم فرشته بود..
نمي دانم عشق بود..
نمي دانم چه بود..
مي خواهم در اوج فرياد بزنم و بگوييم
اين حق من نبود...
اين آشفتگتي آخه مال من نبود..
آرزويم چيزه دگر بود..
اما افسوس طالعم نحس بود..
و او شد يك خاطره..
اما تنهايي هم عالمي دارد كه اين تنهايي
بهترين برگ طالع من بود......


فهرست اصلی

صفحه اصلی

آدرس ایمیل

آرشیو وبلاگ


نویسندگان

دختر باروني

قطره هاي بارون


آرشیو موضوعی

براي عشق..

نمي خواهم...

این منم که تو را می خوانم

ریزش برگ های بی جان پاییزی

رهگذر

امروز از گذ شته دلگیر ترم...

شيوه هاي عشق زن و مرد

من سراغ دريچه اي باراني مي روم...

با زیباترین گل ها به ملاقاتم بیا!

بهم لب ميدي؟

باز بي تو تا ابد بارانيم...

Pm بده منتظرتم!!

دريچه اي باروني

کاش کاش کاش ......


پیوندها

دوست دارم همه باهم دوست باشند

دانلود/ترفند/سخت افزار/بوترو...

گيتار عشق

وبلاگ سهيلا

سايت خفن

وبلاگ شيوا

وبلاگ استقلال تهران

اگه لپ تاپ میخوای کلیک کن

همه چي درباره كامپوتر

آموزش برنامه و فلش

خاطرات يك سرباز

سینمای ایران و ترجمه ترانه های عربی

رسوايان عشق

آتش سرد دل

يادداشتهاي شبانه

درمان بیماری های شما با استفاده از طبیعت


نوشته های پیشین

دی 1385

آذر 1385

آبان 1385

مهر 1385


طراح قالب

H A M E D


  RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

 

خداوندا!

این منم که تو را می خوانم.

نه پری قصه هستم در آفاق داستان

و نه قاصدکی در یک قدمی تو!

من یک انسانم

که همواره به یاد توست...

سالهاست

که با رودخانه و آسمان زندگی می کنم,

برای کفتران چاهی دانه میریزم

و ماه را به میهمانی درختان دعوت می کنم.

این تویی که در تمام لحظات مرا می بینی.

می نویسم

تا تمام درختان سالخورده بدانند

که تو مهربانترین مهربانانی...

 

 

 

 

نوشته شده توسط دختر باروني در دوشنبه 29 آبان1385 ساعت 23:47 موضوع: | لینک ثابت



ریزش برگ های بی جان پاییزی که از بالا چشم به هم می گذارند و به زمین می ریزند تا از خش خش آن ها به زیر گام هایمان لذت بریم هم زیبا و هم غمناک است. آه ای طبیعت بی جان با وجودت بود که جان گرفته بودم.         

 

             

 

 

نوشته شده توسط دختر باروني در شنبه 27 آبان1385 ساعت 4:7 موضوع: ریزش برگ های بی جان پاییزی | لینک ثابت



خواب ديدم كه شبي رهگذري مي آيد

"شب دلتنگ مرا سر زده مي آرايد"

مي رسد تا كه پس از اين همه دلتنگي ها

گره ازبغض غزل هاي ترم بگشايد

اين همه شور كه در ذهن غزل هاي من است

بوي ياسي ست كه از هرم تنش مي آيد

غزلم نذر نگاهت مددي كن؛ چنديست

"مرگ دارد تن خود را به تنم مي سايد"

                   

 

 

نوشته شده توسط دختر باروني در چهارشنبه 10 آبان1385 ساعت 4:18 موضوع: رهگذر | لینک ثابت



امروز از گذ شته دلگیر ترم

شاید که بدنبال کسی می گردم

شاید که به دنبال خودم می گر دم

نمی دانم

شاید یک نفر در اسمان ان دورها

توی اون ستاره ها

مثل اون مسافر کوچولو می اومد از قصه ها

امروز از گذشته دلگیر ترم

امروز انگار همه تنها شده اند

امروز عا شقان فراوان شده اند

توی بازار توی کوچه و خیابان

همه عاشق شده اند

عشق را از پشت ویترین مغازه ها دیدم من

حراجش کردند

چه ارزان می فروشند او را ؟

 

 

نوشته شده توسط دختر باروني در سه شنبه 9 آبان1385 ساعت 4:43 موضوع: امروز از گذ شته دلگیر ترم... | لینک ثابت



 


T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     H A M E D     A L I V E R D I